خودم اما یک جور دیگر


زمان هایی در زندگی هست که در عین هزار و یک مساله و دغدغه فکری و در میان ابهام و گاه نگرانی ها از روزهای نیامده آن هم برای جماعت روزنامه نگار احساس آرامش عمیقی به تو دست می دهد. این روزها من اینگونه ام. به یک خوانش متفاوتی از خودم رسیده ام. یک جور دیگر. نه اینکه مساله ها و گرفتاری های زندگی پایان گرفته باشد اما انگار روزهایی که در سال 88 بر من گذشت از هر نظر چه از بعد زندگی شخصی و چه زندگی اجتماعی و حرفه ای آنچنان تاثیر عمیقی در من برجای گذاشته که نوع نگاه و برداشت من از زندگی را به طور محسوس تغییر داده است.خودم باور نمی کنم این همه تغییرآن هم تغییراتی از آن جنسی که دوستشان دارم در پی روزگار سخت و طاقت فرسایی که بی نهایت برای من کشنده بود حاصل شده باشد خیلی از چیزهایی که دوستشان نداشتم را از دست داده ام و آنچه را که همیشه تلاش می کردم بیابم ناخودآگاه پیدا کرده ام مثلا نگاه صبورانه به زندگی یا انعطاف پذیری در برابر آدم ها یا مثلا سکوت و پذیرش چیزهایی که بودن و نبودنشان خیلی کیفیت و کمیت زندگی ام را تغییر نمی دهد.
مثلا به طور شگفت انگیزی اعتقاد به کوتاه بودن زندگی در ذهنم نقش بسته است ؛ نمی دانم از کجا و چطور؟ و این نگاه مرا در برابر حوادث و مسایل روزمره زندگی آسان گیر کرده است و چقدر زندگی به دور از این خرده گرفتاری های کم اهمیت ، بد اخلاقی ها و کج اندیشی های آدم ها ، لذت بخش است ، با چنین حال و احوالی یکی دو ماهی است که احساس می کنم واقعا این شعر «جور دیگر باید دید» سهراب درباره ام عینیت پیدا کرده و چقدر خوب است این من ، این منِ تازه شده ...

posted under |

4 نظرات:

مریم گفت...

شیده چقدر قالب وبلاگ خووووووشگل شده است. از ریدر می خوندم همه اش.
شبیه همون خونه هایی هست که شیر می کنی
:)

چقدر این متن ات رو دوست داشتم و چقدر احساس خوشی بهم دست داد از خودندن کلمه به کلمه اش... تو قوی و آماده برای تغییر هستی همیشه و این خیلی قابل تحسین است...

سارا گفت...

شادم، شادم شیده جان بابت آنچه در این صفحه خواندم، شادم که زندگی برایت اینطور شده، شادم از بزرگ شدنت، از بزرگ شدنمان که نوشته ات شکل همان حرف هایی است که ساعت ها بینمان رد و بدل می شد و بعد که می رفتم فکر می کردم توی این گپ و گفت ها به شناخت دیگه ای از خودم می رسم، شادم از رشدی که داشتیم، یادم هست می گفتیم سختی ها بزرگمان می کنند.....

افسون کودک طبیعت گفت...

سلام خانومی خوشحالم میبینم پستهای جدید گذاشتی.

ناشناس گفت...

سلام
وبلاگت خیلی قشنگ و با طراوت شده...به خودتم گفتم...
راستی یه چیزی...
مطمئنی آسونگیر و مثبت اندیش و از این چیزباحالایی که گفتی شدی؟ کو پس؟

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحه اصلی