خطر آماتورها

این روزها که فراغت بیشتری هست برای خواندن و فکر کردن گاهی هم فرصتی دست می دهد که سراغی از دوستان خوش فکر و اهالی قلمی بگیرم که هرچند خسته و ملول کنجی نشسته اند و به کتاب خواندن و فیلم دیدن و وبگردی پناه برده اند اما همچنان گزیده گو هستند و حرف هایی دارند ناب و شنیدنی. در هفته ای که گذشت به دیدار یکی از دوستانی رفتم که همه می شناسیدش و او همیشه گوش شنوای من در روزهای سختی است و دغدغه های مرا می شناسد. گفت و گوی ما از روزگار سختی که بر روزنامه نگار می گذرد رسید به مسایل صنفی و شرایط امروز و بحث جالبی که بهترین عنوانی که می توان برای آن انتخاب کرد «خطر آماتورها در روزنامه نگاری»است.اینکه حضور آمارتورها در عالم خبر و روزنامه نگاری چه آسیب های جبران ناپذیری را به همراه آورده،جدای از توقیف ها و گرفتاری های اخیر چه سرخوردگی هایی ایجاد کرده،چه روزنامه نگارانی خانه نشین و آواره و سرگردان و دور از وطن شدند و چه کسانی روزنامه نگار.آماتورهایی که هر چیزی را که می شنوند خبر می کنند، کم سوادند، کم می خوانند، قدرت تحلیل ندارند، بی طرف نیستند و نتیجه حضور همین هاست که خبرگزاری رسمی کشور به کلکسیونی از شایعات و اکاذیب تبدیل شده است. مدیران پر تیراژ ترین روزنامه ها خطاهای فاحشی می کنند که همه انگشت به دهان حیران می مانند و می پرسند که چرااینطوری شد ؟ از این روزنامه بعید بود! نه بعید نبود نگاه کنید چه کسانی روزنامه را می گردانند؟ چه کسانی روزنامه می نویسند و چطور روزنامه نگار شدند.
آماتورها اخلاق حرفه ای،اعتماد و شعور مخاطب را به بازی گرفته اند ،سرقت ادبی و انتشار مطالب دیگران به نام خود برای آنها هیچ نگرانی ایجاد نمی کند،دغدغه اعتبار و بی آبرو شدن ندارند، آماتورها در چشم به هم زدنی می توانند یک هنرمند نامدار را روانه بهشت زهرا کنند و پس از آنکه شوکی به جامعه و دوستان و خانواده او وارد کردند خبر را از روی خط بردارند و بدون هیچ خجالتی بنویسند تکذیب شد( چند مورد را سراغ دارید که نوشتند فلان پیشکسوت در گذشت و یک ساعت بعد تکذیب شد؟ نمونه متاخر خبر درگذشت آقای عزت الله انتظامی)،آماتورها خبرسازی و عکس سازی می کنند چون برای آنها بی طرفی و رعایت صداقت در امانت اصل نیست،این هدف است که وسیله را توجیه می کند، آماتورها با یک حکم دو خطی بدون هیچ شناختی از روزنامه نگاری می شوند مدیر و سردبیر و اینگونه است که از زیر دست این آماتورها «پنجره ها» و «مثلت ها» زاییده می شوند ، تنها یک آماتور می تواند فرم و ماکت و ایده های یک نفر را به راحتی سرقت کند و بی هیچ خجالتی بگوید :« اهمیتی ندارد که بگویند ما شبیه شهروندیم خوب روزنامه نگاری همین است!» و هیچ نفهمد که برای یک روزنامه نگار حرفه ای توهینی بالاتر از این نیست که بگویند از ایده و خلاقیت و طرح یک نفر دیگر کپی کرده است.

درد آور است اما می خواهم بگویم برای آماتورها که یک شبه به دنیای روزنامه نگاری پرتاب شده اند،روزنامه نگار شدن و روزنامه نگار بودن تنها یک «نام» است و برای ما روزنامه نگاری «زندگی» و روزنامه نگار ماندن یک دغدغه و مسوولیت که لحظه ای رهایمان نمی کند، حتی اینجا به دور از میز تحریریه.

تبصره : پریروز دیدم بعد از آنکه ایراندخت عکس صفحه اول را حذف کرد فورا گردانندگان مجلات دست راستی که فرم شهروند را کپی کرده اند هم همین کار را کردند

posted under |

1 نظرات:

رضا موسوی گفت...

سلام و درود . واقعیت اینکه تمام مطلب شما را به دقت خواندم و دربست آنرا قبول دارم اما چیزی که به نظرم گفتنش ضروری است اینست که در حال حاضر و در اکثر پستها و موقعیتهای کلیدی- جدی و حتی غیر جدی کشور پر شده از آماتورها. افرادی که بنا به دلایل کاملا مشخص که یکی از آنها موقعیت خاص اجتماعی حال حاضر است. از خوش اقبالی و البته چاپلوسی یک شبه خود را در موقعیت ویژه یافته و به شدت به صندلی جدیدی که به مفت بدست آورده اند چسبیده اند. پس مانده اندک افرادی که به قول ما سرشان میشه و کاربلدند که آنها هم بروند پی خوردن نان و ماستشان تا همه چیز در عین شلختگی جور شده و آبی هم تکان نخورد.من و شما هم باید برویم پی کاری دگر.

پیام جدیدتر صفحهٔ اصلی