کمال گرایی

کتاب خوب نخوانده زیاد است و من هر وقت به کتابخانه می روم با کلی سرزنش و ملامت باز می گردم که با این همه نخوانده چه باید کرد؟ وقتی که 12 سالم بود و تازه کتابخوان شده بودم اسامی کتاب هایی که خوانده بودم را در دفترچه ای کوچک می نوشتم تا ببینم کی به صد جلد می رسد. آن روزها پدرم می گفت هر زمانی که 100 جلد کتاب بخوانی «دانشمند» شده ای :).
امروز از آن روزها سال ها می گذرد تعداد کتاب هایی که خوانده ام را نمی دانم اما در این ماه های اخیر بازگشت دوباره ای داشته ام به کتاب های روانشناسی.البته دلیل روشنی دارد و آن پیدا کردن راهکارهایی برای بازیافتن خود در این روزهاست. من بین فاصله سن 16 تا 21 سالگی کتاب های متعددی را در زمینه روانشناسی خوانده بودم اما با درک امروز مطالعه در این زمینه تاثیر فوق العاده متفاوتی دارد. در هفته های اخیر موضوع کمال گرایی انسان را دنبال می کردم و رسیدم به کتاب کارن هورنای با نام عصبیت و رشد آدمی که مباحث مفصلی درباره «خودایده آلی» دارد. خواجه نوری در مقدمه این کتاب و در توصیف این اثر ارزشمند می گوید: باید روی جلد آن نوشت :«ظلم بر خویش کند هر که نخواند ما را»و زمانی که کتاب را به پایان می رسانید به صحت این نکته پی می برید.در این هفته اخیر در جستجوی منابع دیگر پیشنهادهای خوبی گرفتم و به توصیه آقای عبدالحسین آذرنگ، کتاب دیگری را آغاز کرده ام با نام روانشناسی کمال که درباره الگوهای شخصیت سالم و مکتب های روانشناسی در این زمینه بحث می کند.هر دو کتاب نشان می دهد که نگاه ایده آلی به زندگی زمانی که بیش از اندازه در شخصیت انسان رشد می کند تا چه اندازه مخرب و بازدارنده است حال آنکه اغلب ما فکر می کنیم زندگی کردن با این باورها و از این منظر آدم را رشد می دهد در حالی که به گفته هورنای «خود ایده آلی» که ابتدا یک جریان ذهنی و تخیلی است رفته رفته وارد زندگی عملی فرد می شود و شخص تمام نیروها و انرژی هایی که باید صرف پرورش و رشد «خود واقعی» شوند را برای رسیدن به خود ایده آلی هدر می دهد.من به همه ایده آلیست ها خواندن این دو جلد کتاب را توصیه می کنم !
پیوست : این هم یک مقاله نسبتا خوب درباره عوارض کمال گرایی

posted under |

0 نظرات:

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحه اصلی